دلشاد فرهادزاد: در سمرقند مردم تشنه شعر تاجیکیند

persian-slider, ادبیات, خواندنی ها, چهره ها, گزارش ها

 (بازنشر از رادیو آزادی)

 شاعره 42 ساله ساکن سمرقند دلشاد فرهادزاد نامزد جایزه ادبی اوروآسیا شده است که در لندن از جانب جشنواره  ‌باز ادبی اوراآسیا تشکیل شده است.

مجموعه اشعار دلشاد فرهادزاد در بخش نهایی آزمون در برابر دهها نامزد دیگر از کشورهای مختلف جهان رقابت می‌کند. حق برندگی در این آزمون به ادیبان شانس چاپ کتابشان از جانب بنیاد اوروآسیا در لندن را فراهم می‌آرد.

در یک تماس تلفنی دلشاد فرهادزاد از سمرقند در باره ایجادیات خود صحبت کرد.

رادیو آزادی: خانم فرهادزاد، شما در سمرقند آموزگار ادبیات و زبان تاجیکی هستید؟ چه طور است شرایط کار یک معلم زبان تاجیکی در ازبکستان در شرایط امروزه؟

دلشاد فرهادزاد: ما در وطن خودمان هستیم. کسب خود را دوست می‌دارم، معلم رشته ادبیات تاجیک بودن برایم گوارا و دلنشین است. شاعر تاجیک بودن در ازبکستان این هم چیز نادر نیست، زیرا در سراسر ازبکستان، در اکثر ولایات ادب­دوستان تاجیک را داریم، شعرنویسان، نثرنویسان داریم. خواننده خود را داریم، خوشبختانه.

رادیو آزادی: قبلا خبرهای زیادی دریافت می‌کردیم که در ازبکستان مکاتبی که به زبان تاجیکی درس می‌دادند، بسته شدند. حالا می‌گویند وضعیت تغییر می‌یابد، درست است؟

دلشاد فرهادزاد: شما درست گفتید. تعداد مکاتب تاجیکی در این سالهای آخر نسبتاً کم شده است، اما امید داریم که شاید شرایط خوبتر شود و این از هر شخص بستگی دارد. خوشبختانه امسال شما خبر دارید که در ولایت فرغانه هم فکلته تاجیکی باز شد. فکلته زبان و ادبیات تاجیک. دانشجویان خودرا داریم. امید می‌کنیم، تعداداشان بیشتر می‌شود.

کل یومین را نه بدتر، بلکه بهتر می‌کنیم…

رادیو آزادی: از شعر خود بگویید. دیدم که شعرهای سفید هم دارید. مثلاً، غزل “…”-منظور شما چه است؟ چه چیزرا می‌خواهید بهتر کنید؟ چه چیزی را می‌خواهید اصلاح کنید، نو کنید؟

دلشاد فرهادزاد: می‌خواهم محیط زندگی خودم را بهتر کنم، آبادتر کنم. مخاطب در این شعر مادر من است. من می‌خواهم در زندگی همه مبارز باشند. نگویند که زمان ما گذشته است. این زمان زمان جوانهاست. یعنی آنها باید کار کنند، یعنی فرصت برای همه داده می‌شود. این معنی آن را ندارد که من پیران­سال شدم، زندگی من، حیات من، زمان من گذشته است. من حتی در یک شعرم به این معنی می‌گویم، با سالخوردگی، با پیری زندگی به آخر نمی‌رسد، زندگی ادامه‌ می‌یابد. یعنی می‌خواهم که مادرم را به حیات­دوستی دعوت کنم، از غمها خسته افسرده نباشد.

رادیو آزادی: شما دیدید که با شعر خود توانستید به مادر یا نزدیکان­تان کمک کنید؟

دلشاد فرهادزاد: من فکر می‌کنم، شعر بود که من حیات­دوست شدم. فکرهای من در شعرم افاده می‌یابد. فکر می‌کنم که بعد این به مادرم تأثیر کردم. اگرچه او دیگر شعر مرا نمی‌خواند، من می‌خواهم اورا به زندگی و حیات­دوستی بخوانم.

رادیو آزادی: چرا مادرتان در چشم شما یک الگو هستند. برداشت من این است که از نگاه اهمیت ایجادی، شما به مادرتان نقش مهمی جدا کرده‌اید. یا شما در اختلاف هستید با ‌اندیشه‌های مادرتان؟

دلشاد فرهادزاد: بلی، می‌خواهم فضای زندگی خودرا دیگر کنم. مناسبت من با مادرم زیباتر باشد. مادرم شعرهای مرا بخواند و یکدیگررا خوبتر درک کنیم. می‌خواهم که مادران و عموماً زنها خودشناس و بامعرفت باشد. هرچند می‌گویند که ستون خانواده مرد است، اما فضای سالم در خانه از زن خیلی وابستگی دارد. زنی که روشنفکر و سالم‌عقل است، فرزندهارا به راه درست زندگی می‌تواند رهنمای کند و باعث سعادت آنها در روزگارشان گردد و خودش هم خوشبخت و رضامند زندگی کند.

رادیو آزادی: به اصطلاح این عدم تفهیم شما و مادرتان چه سببها دارد؟ جنبه‌های عنعنوی سنتی یا ریشه‌های اجتماعی دارد؟

دلشاد فرهادزاد: هم این و هم آن. خوب، این معما و دردهای من است. یعنی همین سبب شده است که شعرها ایجاد شوند. من می‌خواهم میان نسل جوان و کهن­سال یک رابطه‌ای باشد. آنها از همدیگر دور نباشند. مادران دختران را خوبتر درک کنند. هستند چنین مادران، مثلاً الگوی بهترین برای من فرزانه خجندی و مادرشان هستند. من اشعار فرزانه را برای مادرشان خواندم، خیلی هوسم آمد. به دوستانم هم گفتم، بهترین الگوی مناسبت بین مادر و دختررا من در شعرهای فرزانه می‌بینم. در روابط آنها درک متباقل و محبت هست. فرزانه در مادر خودش یک پناهگاه می‌یابد. وقتی من شعر می‌گویم، قبل از همه درد خودرا می‌نویسم و به شنونده حواله می‌کنم. فکر می‌کنم، نفرانی هستند که در شعر من رازهای خودرا هم پیدا می‌کنند.

رادیو آزادی: چرا برای شما شعر گفتن مهم است؟ برخی می‌گویند، دور شعر گذشت. شما به آنها چه پاسخ می‌دادید؟

دلشاد فرهادزاد: به فکرم، چنین عقیده‌ها در اروپا شاید هست. اما در این مهیط، در معرکه‌های سمرقند مردم حتماً شعر می‌خوانند. شعر در همه دور و زمان یک رسالتی دارد که انسان را تربیت می‌کند. حتی ذوق و طبع را بیدار می‌کند. برای شناخت زیبایی شعر مهم است. یعنی شعر در همه دور و زمان برای زباندانی و انکشاف فکر ما سهم‌گذار است.

رادیو آزادی: شما در جشنواره کتاب اوروآسیا شرکت کردید. کدام اثرتان را پیشنهاد کردید و انتظارتان چه است؟

دلشاد فرهادزاد: من نمونه‌های خوب و بهترین شعرهایم را که در سالهای گوناگون نوشته شده است، به این جشنواره ارسال کردم. البته، فکر نمی‌کردم که شعرهای من در چنین یک جشنواره بانفوذ به نظر گرفته شود. اما غیرانتظار شعرهای من ارزش یافتند. من می‌خواستم خودم شرکت کنم و با شخصیت­های معروف رو به رو صحبت بکنم، اما از نگاه مالی چنین امکان ندارم.


Поделиться новостью в социальных сетях:

پاسخ دهید